تبلیغات
سایت مهندسی زندگی
سایت مهندسی زندگی
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره این سایت


هدف از ایجاد این سایت ارایه مطالبی در قالب هفت بخش اصلی می باشد که عبارتند از :
عمران ، شهرسازی ، معماری ، ایمنی ، علمی ، فرهنگ و هنر و در نهایت بنیاد مهر .
چهار موضوع اول خود گویا هستند بخش علمی مربوط به مطالب علمی جالب و ترجیحا جدید است كه در چهار رشته قبلی نمی گنجد. بخش فرهنگ و هنر را نیز به ادبیات و مطالب هنری اختصاص داده ایم . در بخش بنیاد مهر یكسری فعالیت های حمایتی و عام المنفعه در نظر گرفته ایم .

مدیران سایت:
روح ا... رازقی
بهروز فرخنده مهر

           دوشنبه ، چهارم آبان ماه سال 94 ، دو روز بعد از عاشورا ، ساعت هشت و ربع صبح ، بیمارستان ...
        به معنای واقعی کلمه ، نفسم به شماره افتاده بود ، ثانیه ها آنقدر کش آمده بودند که در بزرگی ، گوی سبقت رو از دقایق ربوده و شانه به شانه ساعت ، خوابیده بودند !!! . ظاهرا دو ساعت و ربع از ورودمان گذشته بود که خانم پرستار من را صدا کرد : " آقای رازقی ! میتونید تشریف بیاورید داخل " ، از ایشون خواستم تا به همراهانم هم اجازه ورود بدهد که مخالفت نمود . از درب که داخل شدم پرستار با نشان دادن خط قرمز روی زمین گفت : " کفشتون را پشت خط قرمز از پا درآورده و دمپایی بپوشید " با راهنمایی ایشان به اتاقکی وارد شدم که پسر نوزادم ، محمد حسین جانم ، روی تخت کوچکی خوابیده بود و با چشمان زیبایش در حال مشاهده بود ( نمیدونم واقعیت داره که بعضیا میگن: "چشم نوزادان در روزهای اول قدرت تشکیل تصویر را ندارند" یا نه اما این را مطمئنم که گل پسرم با دقت به اطراف می نگریست) این دومین باری بود که پسرم رو میدیدم ، اولین مرتبه دیدار ، بلافاصله بعد از به دنیا اومدنش بود که پشت درب اتاق عمل میسر شد . یه پسر خوشگل و خواستنی با لپ های تپل و صورت گرد ، موهای پر پشت نسبتا بلند سر و بغل گوش هایش آنکارد شده بودند . خلاصه کنم : دسته گلی بود تام و تمام ،  هدیه حضرت حق لایزال به بنده حقیر و خانومم و خانواده هامون و به حول و قوه الهی یاری توانمند برای حضرت بقیه الله الاعظم (عج).
        اذان مغرب روز سه شنبه بود که پروسه ترخیص از بیمارستان انجام و به سمت منزل راه افتادیم . از بدو تولد محمد حسین ، دوستان و همکاران و اقوام به صورت حضوری یا تماس تلفنی و یا ارسال پیامک ، تبریکات خود را ابراز نمودند که جای تقدیر و تشکر دارد . بعد از حضور در منزل ، دید و بازدیدهای عمدتا خانوم های فامیل و دوستان ، حسابی سرمان را شلوغ کرد .
        پنجمین روز تولد محمد حسین بود که طبق برنامه اعلام شده در بیمارستان ، جهت انجام آزمایش تیروئید خون و کنترل قد و وزن ، نوزاد را در غیاب مادرش به مرکز بهداشت بردیم . عملیات خونگیری از کف پای نوزاد در حالی که طفل معصوم از درد گریه میکرد و مرتب پای خود را به عقب می کشید دلم را به درد آورد ولی چاره ای وجود نداشت . پرستاران آن مرکز ، مراجعه به پزشک متخصص جهت معاینه کامل نوزاد و کنترل زردی خون را توصیه کردند . پس از اخذ نوبت ، فردای آن روز به پزشک مربوطه مراجعه و به لطف خداوند متعال نتیجه معاینه کامل محمد حسین را بسیار مطلوب اعلام کردند و برای کنترل زردی ، آزمایش خون را تجویز نمودند . به همراه مادرم ، محمد حسین را جهت کنترل زردی خون به آزمایشگاه تخصصی بردیم . تکنسین آزمایشگاه با دقت به پیدا کردن رگ روی دست و گرفتن نمونه خون پرداخت که این امر نیز با گریه محمد حسین همراه بود . در زمان خارج کردن سوزن سرنگ ، دو الی سه قطره خون روی دست پسرم چکید که با حرکت های دستش در هنگام گریه ، آستین لباس سرهمی اش را خونی کرد .
         با دیدن آستین خونی نوزاد اشک در چشمانم حلقه زد . هاج و واج در سالن انتظار آزمایشگاه ایستاده بودم . نمیدانستم طفل شیرخوارم را با این دست به ظاهر خون آلود چگونه باید به خانه ببرم ؟ چگونه محمد حسین را تحویل مادرش دهم در حالی که آستین لباسش اینگونه رنگین شده است ؟ با چه ... 
         در آن حال به یاد ارباب و مولای بی کفنمان ، آقا اباعبدالله الحسین (ع) افتادم . علی اصغر شش ماهه اش را برای سیراب کردن از مادرش ، رباب ، تحویل گرفت ولی ... فذبحوه من اذن الی الاذن


لا یوم کیومک یا ابا عبدالله

     





نوع مطلب : culture فرهنگ و هنر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
ای بی وفا ، راز دل بشنو ، از خموشی من
این سکوت مرا ناشنیده مگیر

ای آشنا ، چشم دل بگشا ، حال من بنگر
سوز و ساز دلم را ندیده مگیر

امشب که تو ، در کنار منی ، غمگسار منی
سایه از سر من تا سپیده مگیر

ای اشک من ، خیز و پرده مشو ، پیش چشم ترم
وقت دیدن او ، راه دیده مگیر

دل دیوانه ی من به غیر از محبت
گناهی ندارد ، خدا داند

شده چون مرغ طوفان که جز بی پناهی
پناهی ندارد ، خدا داند

منم آن ابر وحشی که در هر بیابان
به تلخی سرشکی بیفشاند

به جز این اشک سوزان
دل نا امیدم گواهی ندارد ، خدا داند

ای بی وفا ، راز دل بشنو ، از خموشی من
این سکوت مرا ناشنیده مگیر

ای آشنا ، چشم دل بگشا ، حال من بنگر
سوز و ساز دلم را ندیده مگیر

دلم گیرد هر زمان بهانه ی تو
سرم دارد شور جاودانه ی تو
روی دل بود به سوی آستانه ی تو

چو آید شب، در میان تیرگی ها، گشاید پر
روح من به شور و غوغا
رو کند چو مرغ وحشی ، سوی خانه تو

ای بی وفا ، راز دل بشنو ، از خموشی من
این سکوت مرا ناشنیده مگیر

ای آشنا ، چشم دل بگشا ، حال من بنگر
سوز و ساز دلم را ندیده مگیر

امشب که تو ، در کنار منی ، غمگسار منی
سایه از سر من تا سپیده مگیر

ای اشک من ، خیز و پرده مشو ، پیش چشم ترم
وقت دیدن او ، راه دیده مگیر




نوع مطلب : culture فرهنگ و هنر، 
برچسب ها : قربانی، راز دل، هنر،
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 92 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   

صفحات جانبی
آمار سایت
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
لطفا نظرات و پیشنهادات خود را با ما در میان بگذارید ، به سایت مهندسی زندگی خوش آمدید اوقات شرعی
به سایت ما خوش آمدید
نام و نام خانوادگی      
آدرس ایمیل      
کلیه حقوق برای سایت مهندسی زندگی محفوظ است